تبليغاتX
بلاگ 14

او از جنس روابط عمومي است

پست مديريت روابط عمومي هم از آن جمله سمت‌هايي است كه هيچ وقت در ايران به آن اهميتي داده نشده و اگر كسي هم به آن اهميت داده و آن را جدي گرفته مورد حمله مخالفان قرار گرفته است. يك روابط عمومي‌چي بايد از جنس همين كار باشد.

به هر حال نخستين فاكتوري كه يك مدير روابط عمومي در يك سازمان بزرگ بايد داشته باشد، آن است كه باسواد باشد و از همه مهم‌تر دستي در رسانه‌هاي كشور داشته باشد. چراكه به هر حال روابط عمومي يك سازمان بزرگ بايد تعاملي با رسانه‌ها داشته باشد، پس چه بهتر كه كسي را بر مسند روابط عمومي بگذاريم كه اهل قلم باشد و در زمره اصحاب رسانه. يعني آن كاري كه امروز در شهرداري تهران انجام شده است:

مراسم توديع و معارفه مديركل روابط عمومي و امور بين‌الملل شهرداري تهران با حضور مشاور عالي شهردار تهران و كاركنان روابط عمومي شهرداري در تالار ايران زمين برگزار شد.

در اين مراسم، نامدار صداقت با حكم دكتر قاليباف به عنوان مديركل جديد روابط عمومي و امور بين‌الملل شهرداري تهران معرفي و از زحمات، تلاش‌ها و فعاليت‌هاي عليرضا جدايي مديركل پيشين قدرداني شد.

دكتر محمدهادي ايازي، مشاور عالي شهردار تهران، در اين مراسم، با اشاره به اهميت نقش روابط عمومي، گفت: از موضوعات حائز اهميت در حوزه روابط عمومي، اطلاع‌رساني است، چرا كه در حال حاضر در عصر اطلاعات قرار داريم و به ويژه در دوره‌اي كه دوره فن‌آوري اطلاعات است، روابط عمومي نقش مهم‌تري پيدا مي‌كند.

براي دكتر صداقت در پست مهم و خطيري كه برعهده گرفته آرزوي موفقيت مي‌كنيم و اميدواريم كه كساني كه با دلايل گوناگون تنها به شكست دادن شهرداري تهران مي‌انديشند دست از افكار كينه‌توزانه خود بردارند.

+ نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 1387/04/05 و ساعت 14:54 |

به زودي در اين مكان در يك روزنامه بسته مي‌شود

بازهم در يك روزنامه بسته شد تا عده‌اي روزنامه‌نگار بيكار شوند و بروند بگردند دنبال كار. حكايت كار كردن در مطبوعات هم براي خود عالمي دارد. يك روز هستي در اوج و يك روز ديگر هم با يك قلف بزرگ ... ببخشيد قفل بزرگ روي در دفتر روزنامه مواجه مي‌شويد كه يعني به سلامت!

روزنامه "تهران امروز" كه فعاليت خوبي در عرصه مطبوعات كشور داشت بسته شد تا بازهم موضوع قلم، مطبوعات و .... مطرح شود. روزنامه كيهان در مقاله‌اي "تهران امروز" را به سياه‌نمايي عليه رئيس جمهور متهم كرد. اما از آن جالب‌تر اين است كه وزارت كار و امور اجتماعي طي نامه‌اي انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران را واجد انحلال اعلام كرد. برابر اخبار رسيده در اين نامه آمده است، نظر به صدور رأي قطعي صادره از شعبه بيستم ديوان عدالت اداري طي دادنامه شماره 4024 مورخ 22/12/86 مبني بر رد شكايت انجمن صنفي با پايان اعتبار اعضاي هيئت مديره انجمن صنفي در 16/7/85 و عدم تجديد انتخابات قانوني با استناد به بند 3 ماده 38 اساسنامه آن انجمن واجد شرايط انحلال است. لذا اجراي ماده 39 اساسنامه از سوي آن انجمن مورد انتظار خواهد بود.

اين نامه در ادامه مي‌افزايد: با توجه به مقررات آمره موجود وزارت كار و امور اجتماعي از شناسايي آن انجمن و معتبر تلقي كردن كليه فعاليت‌هاي آن در چارچوب آئين‌نامه و مقررات تشكل‌هاي صنفي معذور است.

اين خبر را خبرگزاري فارس ساعت 12:23 روز سه شنبه 4/4/87 بر روي خروجي خود قرار داده است.

نمي‌دانم آيا رابطه‌اي بين بسته شدن "تهران امروز" و انحلال انجمن صنفي روزنامه‌نگاران ايران مي‌شود پيدا كرد يا خير؟ اگر هم پيدا نشد، فداي سرتان! مهم اين است كه شغل روزنامه‌نگاري از نوع "تهران امروز" را فراموش كنيد و برويد دنبال يك كار ديگر.

+ نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه 1387/04/04 و ساعت 14:27 |

بازی ... بازی... تکواندوبازی

اين چه داستاني است كه در ورزش ما هنوز به صورت لاينحل باقي مانده و هيچكس از مسئولان هم نه اعتراضي مي‌كنند و نه حرفي مي‌زنند.

واقعاً جاي بسي تاسف دارد كه ورزش ما با اين همه ادعا هنوز هم در مورد مسائل بسيار جزيي دچار بي‌برنامگي مطلق است. در شرايطي كه در آخرين نشست كميته فني فدراسيون تكواندو از انجام آخرين مرحله مسابقات انتخابي اوزان اول و سوم تيم ملي براي شركت در المپيك در روز پنجشنبه هفته جاري يعني پس فردا خبر داده شده بود، به فاصله كمتر از 24 ساعت از اعلام اين خبر، تمامي مسابقات انتخابي المپيك لغو شد!

ظاهراً در جلسه اي كه دوشنبه شب اعضاي كادر مربيان، رئيس و دبير فدراسيون، ناظر كميته ملي المپيك و هادي ساعي، يوسف كرمي، بهزاد خداداد و رضا نادريان؛ ساعي و خداداد اعلام كردند كه به دليل شدت مصدوميت، عملا امكان شركت آنها در مسابقات انتخابي روز پنجشنبه وجود ندارد.

به همين دليل و با توجه به اين كه 12 تير به عنوان آخرين مهلت اعلام اسامي المپيك هاي تكواندو در اوزان اول و سوم اعلام شده بود، تصميم گرفته شد تا انتخابي‌هاي باقيمانده لغو و كادر مربيان، ‌راسا در اوزان اول و سوم دو گزينه المپيك را معرفي كنند.

براساس اين گزارش، ساعي، كرمي، خداداد و نادريان با امضاي صورتجلسه، كتباً موافقت خود را با اين تصميم كادر فني اعلام كرده و تاكيد كردند در هر شرايط تابع تصميمات كادر مربيان تيم ملي خواهند بود.

اين درحالي كه كرمي چند روز پيش در يكي از برنامه‌هاي پخش از سيما اعلام كرد كه باقدرت در مسابقات انتخابي شركت مي‌كند و با تمام توان از سد هادي ساعي خواهد گذشت. پس اين نشان مي‌دهد كه كرمي مصدوم نبوده و در خصوص ساعي هم اين موضوع محتمل است. پس اين قضيه از كجا آب مي‌خورد؟ چرا فدراسيون تكواندو با اين همه ادعا در اعزام نفراتش به المپيك تا اين حد درمانده شده كه ابتدا از 5 مسابقه انتخابي بين كرمي و ساعي خبر مي‌دهد، اما پس از 2 مسابقه و تساوي يك بر يك اين 2 مسابقات انتخابي را به عدد 4 كاهش مي‌دهد و مي‌گويد در صورت تساوي كميته فني نظر مي‌دهد و دست آخر هم مسابقه انتخابي را لغو مي‌كند. پس تلاش كرمي و ساعي در 2 مسابقه انتخابي امري بيهوده بوده و اين 2 بي جهت ريسك كرده‌اند. اي كاش فدراسيون كمي اقتدار نشان مي‌داد و نمي‌گذاشت كار به اينجا بكشد. راستي فاصله زيادي هم با المپيك نداريم و از تكواندو هم انتظار مدال داريم ها!

+ نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه 1387/04/04 و ساعت 12:40 |

ارتباط در بحران

سرانجام کتابی را که با همکاری خواهر گرامی همسر مهربانم (خانم اسماعیلی پور) و زیر نظر باجناق محترم (دکتر نوری عزیز) ترجمه کرده بودم به بازار آمد.

عنوان این کتاب “Risk communication” یا "ارتباط در بحران" با مقدمه ای از دکتر علیرضا نوری مدیر رادیو ایران است.

 

در بخشی از مقدمه این کتاب آمده است: "حدود 2 سال پیش، یکی از همکاران ما در رادیو ضمن اعلام اینکه موضوع "مدیریت رسانه در بحران " را به عنوان رساله کارشناسی ارشد خود در رشته مدیریت رسانه انتخاب کرده از بنده خواست که اگر در این زمینه منابعی وجود دارد در اختیارش بگذارم. با اینکه موضوع جذابی بود و هم از ضروریت های مدیریت رسانه به شمار می رفت، ولی متأسفانه در آن زمان هیچگونه منبعی به زبان فارسی وجود نداشت و ایشان به ناچار اقدام به تدوین " تجربیات شفاهی مدیران شبکه های رادیویی در مواقع بحران " نمودند."

این کتاب به سفارش دفتر پژوهش های رادیو و در شمارگان 2000 نسخه به قیمت 10000 ریال به چاپ رسیده و توصیه می کنم تمامی خبرنگاران عزیز یک نسخه از آن را برای افزودن به دانش خود در مواقع بحرانی تهیه کنند.

فروشگاه سروش در خیابان انقلاب یکی از مراکز اصلی فروش این کتاب است.

+ نوشته شده توسط ساسان در پنجشنبه 1387/03/30 و ساعت 17:32 |

اخلاق و افشاگری

آنچه در زير مي‌خوانيد عيناً از سايت شهردار محترم تهران محمدباقر قاليباف برداشته شده است. در عمق نوشته‌هاي قاليباف حرف‌هاي زيادي وجود دارد كه گاهي از اوقات قلم هم از نوشتنش عاجز است. مردم نيازمند اعتماد هستند. اعتماد به كسي كه حرف دلشان را بزند....

منحصر كردن مبازره با فساد در افشاگري‌هاي آتشين و اغلب بي‌مبنا، كه اخيرا حرف وحديث‌های بسياري را برانگيخته نشان‌گر بدفهمي موضوع و سطحي‌نگري و ساده‌انگاري مسائل پيچيده است، معضلي كه علاوه بر مبارزه با فساد در ساير حوزه‌ها هم گريبان‌گير سيستم مديريتي كشور شده و مشكلات عديده‌اي را ايجاد كرده است به علاوه چنين مبارزه‌ها و افشاگري‌هايي، خود منشأ مفاسد عميق‌تري هستند. ارزان شدن آبرو و حيثيت انسان‌ها و سهولت هتك حرمت و نسبت دادن انواع افتراها و تهمت‌ها به افراد، بي‌هيچ مبناي قانوني، از هر فسادي بالاتر است.

 

تجربه نشان داده كه اين رفتارها عايدي و ثمره‌ا‌ي ندارد و موضوع را پيچيده‌تر می‌کند.

مردم هم در ابتدا ممكن است افشاگران را به عنوان قهرمانان مبارزه با فساد قلمداد كنند اما در ادامه وقتي نتيجه‌ي عيني حاصل نمي‌شود آنچه كه به دست مي‌آيد «بحران اعتماد» است. رفتارهايي اين چنين اعتماد مردم به مسئولان، به حوزه‌ي سياست و اقتصاد، و سهمگين‌تر از همه به كليت نظام را زايل مي‌كند.

حتي خود افشاگران از اين بي‌اعتمادي بي‌نصيب نمي‌مانند. افشاگراني اين چنين مصداق عيني «يكي بر سر شاخه ‌بن مي‌بريد» هستند. دليل آن هم از اين‌جا ناشي مي‌شود كه در بطن چنين افشاگري‌هايي بيشتر از نيت خير مبارزه با فساد و مفسدين اغراض زشت سياسي نهفته است، مردم هم در ميان مدت متوجه مي‌شوند كه صاحبان چنين رفتارهايي بيش‌تر از آن‌كه دغدغه سلامت و پاكي داشته باشند درد قدرت دارند و بيشتر از آنكه به اصلاح امور بيانديشند به بد نام كردن و بيرون راندن رقباي سياسي خود از عرصه فكر مي‌كنند.

و اين همان چيزي است كه عرصه سياسي و مديريتي كشور را دچار بحران كرده است: گسست اخلاق از سياست.

در اين عرصه، همه چيز وسيله‌اي شده است براي رسيدن به قدرت و حذف ديگران، مبارزه با فساد و افشاگري هم مي‌تواند يكي از اين وسيله‌ها باشد.

بر اين اساس معتقدم مبارزه با فساد اگر با دو عنصر مهم ديگر، اخلاق و عقلانيت، همراه نباشد خود موجب فسادي افزونتر خواهد شد.

اگر با اخلاق همراه نباشد به رياكاري، عوام فريبي، فرصت طلبي، حرمت شكني و نفرت پراكني منجر مي‌شود و اگر با عقلانيت همراه نباشد ره به بيراهه مي‌برد.

با عقلانيت است كه مي‌توان از سطح امور گذر كرد و به عمق آن رسيد و ساختارها، ضوابط و روابط و مناسبات و بسترهاي مفسده‌برانگیز را ديد و به جاي هياهو با آرامش منفذها و البته بعضاً درواز‌ه‌هاي فساد را بست.

برخي ساختارهاي معيوب اقتصادي، مناسبات غلط حاكم بر سيستم اداري، قواعد و ضوابط پيچيده، و فقدان نظارت مؤثر نهادهاي مسئول، رسانه‌هاي گروهي و نهادهاي مردمي عامل فساد هستند. با عقلانيت می‌شود این‌ها را شناخت.

هر كس كه داعيه‌ي مبارزه با فساد داشته باشد بايد اين را با اصلاح ساختارهاي مفسده‌برانگیز آغاز كند و سپس برخورد قاطع، قانوني و هوشمندانه با مفسدين هم مي‌تواند مكمل اين اصلاحات باشد وگرنه بسياري از مصاديق فساد در درون اين ساختارها، اغلب قانوني و بر بستر ضوابط شكل مي‌گيرند و به همين سبب برخورد قضايي و حقوقي با آنها بسيار سخت و بعضاً ناممكن است.

و به زعم بنده، مركز و مدار اين اصلاحات هم ايجاد شفافيت است شفافيت در سيستم مالي اداري، سياسي، منابع، درآمدها، هزينه‌ها، بخشش‌ها و...

كاركرد «شفافيت» را هم حتي فراتر از بحث مبارزه با فساد مي‌دانم. براي مسائل و مشكلات پيچيده كشور در حوزه‌هاي مختلف اگر بتوان يك محور و مركز تعيين كرد (كه برخي معتقدند از لحاظ روش‌شناختي قائل شدن به يك نقطه‌ي مركزي براي همه‌ي مسائل درست نيست.) به نظر بنده آن «عدم شفافيت» است. در سيستم اقتصادي كه آمار و ارقام ضد و نقيض و غير قابل اتكا در همه‌ي حوزه‌ها، حتي امكان شناخت و تحليل ساده‌ترين مسائل اقتصادي، فرهنگي و سياسي را از كارشناسان سلب كرده است، مبارزه با فساد از جنس افشاگري‌هاي آنچناني چه معنايي مي‌تواند داشته باشد.

توجه داشته باشيم مبارزه با فساد مشغله و دغدغه‌ي همه‌ي نظام‌هاي سياسي است، همه‌ي كشورها در راه رسيدن به توسعه و گسترش كارآمدي خود، هزينه‌هاي زيادي صرف مبارزه با فساد مي‌كنند و برنامه‌هاي پيچيده‌اي را در اين جهت طراحي و اجرا مي‌کنند چرا كه فساد اكنون به عنوان يكي از موانع اصلي توسعه مورد اجماع همه‌ي صاحب‌نظران است (زماني اين گونه نبود قبلاً برخي حتي فساد را روغن چرخ دنده‌هاي توسعه مي‌دانستند)

براي نظام ما مبارزه با فساد بالاتر از دغدغه‌ي توسعه و شكوفايي اقتصادي، كه در جاي خود بسيار مهم و اساسي است از زوايه ارزش‌هاي ديني و انقلابي هم اهميت ويژه‌اي دارد. به همين سبب بايد با تمام وجود كمر همت را براي مبارزه با فساد، رانت خواري حيف و ميل بيت‌المال، ارتشاء سوء‌استفاده از موقعيت‌هاي سياسي و... بست اما با اخلاق و عقلانيت.

و نكته‌ي آخر اينكه مبارزه با فساد، مانند همه‌‌ي اقدامات اصلاحي، به فضايي آرام، عقلانيت، تدبير برنامه‌ريزي و هوشمندي نياز دارد در فضاي آشفته، پرهياهو، پر از شعار، تخريب و تهمت و بي‌اخلاقي آنچه كه حتماً به سامان نمي‌رسد مبارزه با فساد است و اتفاقاً چنين فضاهايي بيشتر مناسب گسترش فساد است. مفسدين هم در چنين فضاهايي بهتر مي‌توانند به كار متأسفانه پررونق خود بپردازند.
+ نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 1387/03/29 و ساعت 15:20 |

کسب اعتبار از راه بی ارزش کردن زحمت دیگران

برخي مواقع زير سوال بردن زحمات ديگران و بي ارزش كردن كار آنها مي‌تواند به شما اعتبار بدهد. بعضي‌ها فكر مي‌كنند اگر زحمات ساير همكاران را زير سوال ببرنند خود را بزرگ جلوه داده‌اند.

حالا نمي‌دانم شما چه برداشتي از حرف من مي‌كنيد، اما علي آبادي (فرزند آقاي رئيس سازمان تربيت بدني) نايب رييس محترم فدراسيون شنا، شيرجه و واترپلو در اظهار نظري جالب توجه گفته: كسب سهميه‌ المپيك براي شناي ايران ارزشي افزون‌تر از كسب مدال المپيك در برخي رشته‌ها دارد.

رشته‌هاي مدال آور ما در المپيك مي‌دانيد كدام رشته‌ها هستند؟ كشتي، وزنه‌برداري و تكواندو در اين چند دوره اخير براي ما مدال گرفته‌اند. پس از پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ما در 5 المپيك سئول، بارسلونا، آتلانتا، سيدني و آتن شركت كرده‌ايم كه در مجموع 6 طلا كسب كرده‌ايم كه 3 تاي آن از وزنه‌برداري، 2 تاي آن از آن كشتي و يك عدد از اين طلاها متعلق به تكواندو بوده است. كاروان ايران در اين 5 المپيك 5 نقره گرفت كه همه آنها از آن كشتي بودند و 6 برنز هم حاصل كار ما در اين المپيك‌ها بوده كه يكي به تكواندو تعلق داشت و باقي از آن كشتي بود. در المپيك 2008 پكن هم ما اميدواريم در رشته‌هاي كشتي، وزنه‌برداري، تكواندو، جودو، دو و ميداني و بوكس هم مدال بگيريم. با اين تفاصيل بايد بگوييم كه نايب رئيس محترم فدراسيون شنا منظورشان اين بوده كه كسب سهميه المپيك توسط شناگران ما ارزشش از مدال طلاي احتمالي حسين رضا زاده است. (البته با تمام وجود براي مدال طلاي رضا زاده تلاش دعا مي‌كنيم.) البته شايد منظور نايب رئيس محترم اين بوده كه كسب سهميه المپيك آنقدر براي شناي ما آرزو و روياست كه اگر به حقيقت بپيوندد، ارزشش از مدال‌هاي رشته‌هاي ديگر بيشتر است. اصلاً نمي‌دانم چرا يك مسئول بايد حرف‌هايي بر زبان براند كه در حيطه وظايف و اختياراتش نيست. اينكه ارزش مدال رشته‌هاي ديگر چقدر است، نبايد ملاكي باشد براي سنجش توانمندي‌ها و عملكرد يك رشته ورزشي. باور كنيد ما هم دلمان مي‌خواهد شناگران كشورمان در رقابت‌هاي المپيك شركت كنند، اما وقتي عملكرد ضعيف فدراسيون شنا، شيرجه و واترپلو را ديده و مي‌بينيم آن موقع است كه حرص و جوش مي‌خوريم كه چه استعدادها و توانايي‌هايي داريم و مديريت نداريم.

+ نوشته شده توسط ساسان در دوشنبه 1387/03/27 و ساعت 13:21 |

اين رسمش نيست

مي‌خواهم يك سوال مطرح كنم، اگر پاسخش را داديد مطلب زير را هم بخوانيد، اگر نه خواهش مي‌كنم آن را نخوانيد.

كسوت يعني چه؟ يعني آنكه يك قهرمان، يك ورزشكار، يك قديمي، يك مو سفيد، يك استخوان‌تركانده در محفلي سال‌ها که در آن بوده وارد شود و با بي‌احترامي روبرو شود؟

اين كه گذشت؛ اما آيا مي‌شود تاريخ را تغيير داد؟ اگر باور نمي‌كنيد بدانيد كه فدراسيون كشتي اكنون قصد دارد تاريخ را عضو كند!

ظاهرا با دستور مسئولان فدراسوين كشتي عكس‌هاي مربوط به عليرضا دبير قهرمان المپيك 2000 سيدني از ديوارهاي فدراسيون جمع آوري شده است.

بعد از اتفاقات صورت گرفته در رقابتهاي جام تختي و توهين و بي احترامي به عليرضا دبير قهرمان المپيك 2000 سيدني و عضو شوراي اسلامي شهر تهران و بالطبع اعتراض گسترده جامعه كشتي و مطبوعات به اين مسئله، روز گذشته و تنها به فاصله يك روز از اين انتقادات و اعتراضات به دستور مسئولين فدراسيون كشتي عكس هاي مربوط به عليرضا دبير از ديوارهاي فدراسيون جمع آوري شد.

بر اساس اين گزارش،عكس قهرماني دبير در بازيهاي المپيك 2000 سيدني در راهروي منتهي به اطاق رئيس فدراسيون قرار داشت كه گويا اسباب ناراحتي و دلخوري جنابان را فراهم مي نموده و به همين دليل با دستور ايشان عكس ها به گوشه اي از نمازخانه فدراسيون منتقل شده تا در معرض ديد ايشان نباشد.

گفتني است، دبير به محض ورود به سالن امام خميني كرمانشاه مورد استقبال و تشويق گسترده و بي امان علاقمندان و تماشگران مشتاق قرار گرفت اما از سوي مسئولان فدراسيون كشتي هیچ توجهی به وی نشد.

اين موضوع تا جايي ادامه پيدا كرد كه مسئولان فدراسيون از 2 همراه دبير يعني شهرداران مناطق 8 و 13 تهران براي توزيع مدال دعوت بعمل آوردند اما توجهي به دبير نشد و نتيجه اينكه شهرداران و دوستان دبير نيز به احترام وي در اين مراسم حضور نيافتند.

+ نوشته شده توسط ساسان در چهارشنبه 1387/03/22 و ساعت 12:57 |

يك اتفاق خوب ديگر در مترو تهران

مترو تهران با داشتن وظيفه‌اي بسيار خطير هر روز شاهد تغييرات مثبت است. يكي از اين تغييرات نصب دستگاه‌هاي خودپرداز بليت است. گامي كه متروي تهران را بيش از پيش به استانداردهاي بالاي جهاني مي‌رساند.

مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو تهران از به‌کارگیری دستگاه‌های مکانیزه فروش بلیط در ایستگاه‌های مترو تا پایان سال جاری خبر داد.

جعفر ربیعی در گفت و گو با خبرنگار مهر ضمن بیان این مطلب خاطرنشان کرد: از ابتدای بهره‌برداری از مترو تهران به فکر استفاده از سیستم مکانیزه عرضه و فروش بلیط مترو بوده ایم ، ولی برخی ملاحظات فنی و اقتصادی بکارگیری دستگاههای مربوطه  موجب شد که تا کنون از این سیستم در ایستگاههای مترو تهران استفاده نشود.

به گفته وی با توجه به مشکلات و کمبودهای مالی مترو، استفاده از این دستگاه‌ها با توجه به هزینه بالای آنها از جمله برنامه های اولویت دار شرکت مترو نبوده است، چرا که منابع مالی مترو بهتر است در امور ضروری تر نظیر نگهداری قطارها، ایستگاه‌ها و ... هزینه شود.

مدیرعامل شرکت بهره برداری مترو تهران همچنین یادآور شد: با توجه به ارزش پایین پول خرد در کشور، لزوم استفاده از اسکناس، امکان عرضه بلیت‌های مختلف مترو و برگرداندن باقیمانده بهای بلیت‌ها از جمله ملاحظاتی بوده که در این خصوص مد نظر قرار گرفته است.

وی در ادامه افزود: این دستگاه‌ها باید به سرعت و درستی کار کند تا مشکلاتی را در ایستگاه‌ها ایجاد نکند و در آینده نزدیک نسبت به تهیه نمونه دستگاه مکانیزه عرضه بلیت مترو از  داخل و یا خارج از کشور اقدام خواهیم کرد.

ربیعی در عین حال تصریح کرد: تا پایان سال به تدریج از این دستگاه‌ها در ایستگاه‌ها استفاده می‌شود و بهره‌گیری از این سیستم حالت آزمایشی خواهد داشت ضمن آنکه در حین استفاده از این دستگاه‌ها، افراد مسئول عرضه بلیت نیز به صورت موازی فعالیت خواهند کرد.

+ نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه 1387/03/21 و ساعت 12:56 |

ن والقلم و ما یسطرون

خسته از کار روز و در گرمای زیاد شهر به خانه می رسی که محل امنی برای استراحت و تفکر توست. بی اختیار به سوی رایانه ات می روی و آن را روشن می کنی تا نگاهی به آخرین اخبار بیاندازی.

یک موضوع نظرت را جلب می کند، دکتر محمدباقر قالیباف، شهردار تهران در نوشته ای توضیح می دهد که "چرا تعابير انتقادي به كار بردم؟" قالیباف به افق های روشن می اندیشد. او تفکری دیگر در سر دارد. به اخلاق اهمیت می دهد. قالیباف دست به قلم برده تا با استفاده از آن چیزی که خداوند به آن قسم خورده است، صدای اعتراضش را به همگان برساند:

بنده در چند نوبت به گلايه و اعتراض از فضاي حاكم بر سياست كشور از آن به عناوين منجلاب سياسي و عرصه‌‌ي كثيف نام بردم برخي دوستان انتقاد داشتند كه اين تعابير كمي تند است و بهتر بود كمي‌ نرم‌تر بحث را مطرح مي‌كردم.

به دلايلي قبول ندارم آنچه را واقعاً در عرصه‌ي سياسي در جريان است با تعابير بهداشتي‌تر لاپوشاني كنيم. تعارف نمي‌توان كرد. انكار مشكلات يا كوچك كردن آنها دردي را دوا نمي‌كند. به خصوص در عرصه‌ي ارزشي و اخلاقي نمي‌توانيم با تعارف، خوشبيني‌هاي غير واقعي، واقعيت‌ها را انكار كنيم.

براي رفع مشكلات بايد آنچه كه هست را بپذيريم و اين قدم اول براي حل آنهاست.

بنده به هيچ وجه از اصلاح اوضاع نااميد نيستم اعتقادي هم به سياه ديدن واقعيت‌ها، هر چند كه تلخ باشند ندارم، اميدواري را هم يك وظيفه‌ي اخلاقي قلمداد مي‌كنيم تلاش براي آفرينش اميد و نشاط انگيزي را هم وظيفه‌ي مسئولين نظام، همه‌ي روشنفكران و دلسوزان كشور مي‌دانم اما انكار واقعيت‌هاي تلخ هيچ نسبتي با اميد آفريني ندارد، اتفاقاً آنگاه كه به وجود مشكلات اذعان مي‌كنيم اميد براي حل آنها هم ايجاد مي‌شود.

من مي‌گويم مگر نه اينست كه انقلاب ما در صدد درانداختن طرحي نو براي سياست بود كه همراه و در هم تنيده با اخلاق و معنويت باشد و وجه مميزه انقلاب و نظام ما مگر چيزي غير از پيوند اخلاق و سياست بود، انقلاب ما وعده‌ي توسعه، پيشرفت و شكوفايي در همه‌ي ابعاد زندگي مردمان جامعه را مي‌داد و ادعا داشت كه در اين ابعاد زندگي، بعد معنوي و روحي آن هم لحاظ مي‌شود و اتفاقاً عرصه‌هاي مادي هم با معنويت و اخلاق سامان پيدا مي‌كند. ديگران قبل از ما و بهتر از ما به توسعه رسيده بودند ولي ما بر آنها خرده مي‌گرفتيم كه در رسيدن به اين توسعه اخلاق را وانهاده‌اند و سياست‌ و جامعه‌ي بي‌اخلاق را نكوهش مي‌كرديم و نويد نظام سياسي را مي‌داريم كه بر پايه اخلاق شكل گرفته است.

آيا اكنون مي‌توانيم ادعا كنيم كه به اين هدف و آرمان بزرگ نائل گشته‌ايم.

آيا سياست ما به انواع نيرنگ و فريب‌‌ها، بي‌صداقتي‌ها، بي‌مسئوليتي‌ها، تهمت‌ها و افتراها، رياكاري ها و قدرت طلبي ها آغشته نشده است.

زماني ادعا مي‌كرديم كه اگر دنبال قدرت هستيم براي بسط ارزشهاي انساني و اخلاقي است. اكنون هم البته همان ادعا را داريم اما در راه رسيدن به قدرت از هيچ بي‌تقوايي حذر نمي‌كنيم.

ماكياولي بنيانگذار سياست نوين غرب به سياستمداران اين نسخه را تجويز كرد كه مي‌توانند اخلاق را ناديده بگيرند و دروغ بگويند و از هر وسيله‌اي براي رسيدن به هدف بهره بجويند.

اما توجه داشته باشيم كه هدفي كه ماكياولي براي سياستمداران ترسيم مي‌كرد وحدت و اقتدار ملي و استواري حكومت بود

ما وعده كرديم كه ما وحدت و اقتدار و منافع ملي را همراه با اخلاق، صداقت، پاكي و راستي تحقق خواهيم بخشيد و عده‌اي كه دل‌هاي بسيار را جذب خود كرد و همگان احساس كردند كه اتفاق بزرگي در حال وقوع است. اما اكنون سياستمداران ما دروغ مي‌گويند تهمت مي‌زنند آبرو مي‌ريزند، هيچ مسئوليتي نمي‌پذيرند اما هيچكدام از اينها را در راه كسب منافع ملي مرتكب نمي‌شوند بلكه در جهت منافع شخصي و گروهي خود اخلاق را زير پا مي‌گذارند.

مي‌گوييم چون هدف ما بر پاساختن عدالت و اصلاح امور انسانهاست و اين هدف مقدسي است پس براي رسيدن به اين هدف والا مي‌توانيم آبروي مخالفان خود را بريزيم به آنان تهمت بزنيم و دروغ ببنديم. ما چون هدفمان اصلاح كشور و آباداني ملت است به رأي مردم هم نياز داريم مي‌توانيم وعده‌هاي دروغين بدهيم. چون پيشرفت كشور و بسط ارزشهاي اخلاقي به تداوم قدرت ما بستگي دارد پس ما حق داريم كه مسئوليت برخي عملكردهاي خودمان را نپذيريم و آنها را به ديگران نسبت دهيم.

در واقع چون هدف ما مقدس است وسيله‌ي آن هم هر چه باشد توجيه پذير است. و اين چيزي نيست جز بنيان اصلي تئوري ماكياولي، بنده در رابطه‌ي اخلاق و سياست بحث فلسفي نمي‌كنم. به تفاوت اقتضائات و ويژگي‌هاي عرصه‌ي سياسي با ساير عرصه‌ها هم واقفم مي دانم كه عرصه سياسي متفاوت از ساير حوزه هاست و ويژگي ها، الزامات، نيازمندي ها و شيوه هاي رفتاري خاص خود را دارد. اما به هيچ عنوان، دروغ، تهمت، باند بازي و بي مسئوليتي را توجيه پذير نمي‌دانم.

سياستي كه همراه با اخلاق نباشد هماني است كه در عرف جامعه‌ي ما معروف است كه ‌پدر و مادر ندارد. همان سياستي كه امام راحل آن را به اهل خود وانهاد و سياست همراه با اخلاق را بنيان گذاشت و سياست بدون اخلاق را سياست بازي دانست.

سياست عرصه‌ي تدبير امور و اصلاح اوضاع كشور است ما به سياست‌ورزي نياز داريم مي‌دانيم كه سياست با قدرت ملازم است براي قدرت هم بايد رقابت كرد رقابت هم آداب و مناسبات خود را دارد اما حرف من اين است كه مي‌توان براي رسیدن به قدرت رقابت کرد ولی اخلاق را هم زیر پا نگذاشت.

اخلاق را هم صرفاً در رقابتهای سیاسی خلاصه نکنیم اخلاق را اگر درست بشناسیم همه ی عرصه های عملکرد سیاسی ما را در بر می گیرد.

هنگامی که سیاستمداری وعده ای می دهد اما برای تحقق آن برنامه ای ندارد و راه عملی کردن آن را نمی داند بی اخلاقی کرده است.

سیاستمداری که امروز در یک جایگاه و مقام حرفی می زند و فردا در مقامی ديگر آن را نفی می کند. اخلاق را زیر پا گذاشته است.

مدیری که مسئولیت رفتار سازمان و مجموعه خود را نمی‌پذیرد رفتار غیر اخلاقی مرتکب شده است.

مسئولی که نصیحت ناصحان دلسوز و متخصصان حوزه ی عمل خود را نمی‌شنود رفتارش با اخلاق عجین نبوده است.

این فهرست را می توان و باید ادامه داد مصادیق اخلاق در سیاست را باید عینی کرد نباید نگاه ها به حضور اخلاق در سیاست به شکل کلی و حالت فلسفی و انتزاعی طرح شود.

باید نویسندگان ما نشان دهند که با اخلاق می توان تک تک رفتارهای سیاستمداران را بررسی و تحلیل کرد و نسبت هر رفتاری را با اخلاق سنجید.

بنده در راه اخلاقی کردن سیاست هم به صرف نصیحت و اندرز گویی معتقد نیستم باید ساختارها و مناسبات روابطی که به رفتاری غیر اخلاقی منجر می شود را شناخت و اصلاح کرد.

بنده اگر عرصه سیاسی را به عنوان منجلاب توصیف کردم از باب فاصله ای است که این عرصه که با اخلاق گرفته است. و به بی اخلاقی و ضد اخلاقی ها آلوده گشته است.

پيوند اخلاق و سياست را محوري ترين يا يكي از محوري ترين ايده هاي انقلاب اسلامي مي دانم. اگر هم از تعابير تند استفاده كردم، قصدم هشدار دادن و جلب توجه دلسوزان كشور به يكي از معضلات اصلي كشور و نظام بود. خواستم همه ي سياسيون ما به خاطر اين حرف من يكبار به اين حوزه بنگرد كه آيا واقعا آنچه هست آني است كه بايد باشد. نا اميد نباشيم اما بپذيريم كه از منظر اخلاقي عرصه ي سياسي كشور ما قابل قبول نيست.

+ نوشته شده توسط ساسان در سه شنبه 1387/03/14 و ساعت 1:55 |

گفت و گو با مرتضي درخشان

من خوش‌عكس‌ترين آدم دنيا هستم !

 حتماً كساني كه مرتضي درخشان را مي‌شناسند، مي‌دانند كه او چه آدم بامزه‌اي است! اگر به Yahoo 360 ايشان به آدرس:

http://360.yahoo.com/my_profile-cYmTEUwierRbJMSmiDgMXMQB8aZ5ug--;_ylt=AkoohjUjBcPbl5xVcmNb9ne0AOJ3?cq=1

مراجعه كنيد با عكسي روبرو مي‌شويد كه ممكن است در ابتدا جا بخوريد، اما او خود مرتضي است!

 

-          چه زمان و با چه هدفي تصميم گرفتي چنين عكسي را بگيري؟

مرتضي درخشان: اين عكس در يكي از حمام‌هاي عمومي شهر اهواز گرفته شده است. با همين گوشي همراهم! به يكي از دوستان گفتم اجازه بده تا ژست عكس گرفتن را به تو ياد بدهم و او هم اجازه داد!

 

-          از اين عكس لذت مي‌بري؟

مرتضي درخشان: اين بهترين عكسم نيست! اما خواهش مي‌كنم عكس‌هاي ديگري هم از من روي وب لاگتان بگذاريد تا مردم بيشتر با چهره فوتوژنيك من آشنا شوند. مي‌دانيد چرا، چون من خوش‌عكس‌ترين آدم دنيا هستم!

+ نوشته شده توسط ساسان در شنبه 1387/03/11 و ساعت 19:59 |